ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
134
قصص الانبياء ( فارسى )
در قصّه چنين آمده است كه يعقوب بيست و پنج سال در ياد كرد يوسف بود كه هيچيز بدون يوسف ياد نكرد . هرگاه كه يعقوب گرسنه ] b 85 [ شدى گفتى كه يوسف ، و چون تشنه شدى گفتى كه يوسف ، و هرچه بودى جزين نگفتى . تا روزى جبريل آمد و گفت : الرب يقرئك السلام و يقول [ الى متى تذكر يوسف . خلقك ، او رزقك ، او يقدر ان يفرجك من الغم ؟ ] « 1 » يعقوب گفت : [ لو ضربتنى بسوط « 2 » فى اول امرى ما افنيت عمرى فى ذكر يوسف ] « 3 » پرسيدند كه چه حكمت بود كه يوسف برادران را پيش مردمان دزد خواند ؟ گفتهاند زيرا كه ايشان او را دزد خوانده بود و در آن وقت كه « 4 » بفروختند .
--> ما شكايت ميكنى . يعقوب عليه السلام بپاى برخاست گفت من از رنج و اندوه خود بخداى تعالى مينالم ، پس جبرئيل گفت اگر ناله بخداى تعالى كنى زود بود كه همه را بازيابى و اگر بجز وى نالى سود ندارد . آنگاه چون يعقوب عليه السلام اين بشنيد اميد زيادت گشت . از بهر اين بود كه ميگفت من از خداى تعالى آن دانم كه شما ندانيد . آنگاه فرزندان را گفت ، كما قوله تعالى : يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ، إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ . ( 1 ) - جملهء عربى ميان دو قلاب در نسخهء متن و نسخهء باب الجديد مشوش است ، از نسخه « بيا » نقل شد ، و درين نسخه ، يعنى در نسخهء « بيا » اين جمله نيز ترجمه شده است كه در دو نسخهء ديگر ترجمه نشده است ، و ترجمه اين است : تا كى يوسف يوسف كنى . ترا آفريد ، يا روزى داد و مىدهد ، يا اندكى ترا از غم مىرهاند ؟ ( 2 ) - كذا فى الاصل ، و ظاهرا كلمهاى افتاده است ازين قبيل : « بسوط هذه النصيحة » . ( 3 ) - جملهء عربى ميان قلاب در نسخهء متن و نسخهء باب جديد مشوش است از نسخهء « بيا » نقل شد ، و درين نسخه يعنى در نسخهء « بيا » اين جمله ترجمه نيز شده است كه در دو نسخهء ديگر ترجمه نشده است . و ترجمه اينست ؛ يعنى گفت اى جبرئيل اگر در اول كار تازيانهء فضيحت ( نصيحت ) كردهء ( ؟ ) غم درد يوسف گردانيدمى . ( 4 ) - كش